Make your own free website on Tripod.com

اديان، ميراث داران اساطير

 

اديان، بويژه اديان توحيدی، سخت وامدار اساطيرند. خدايان عرضه شده در سه دين توحيدی "يهود و مسيحیت و اسلام" ميراث داران بی کم و کاست و واقعی اساطير کهن هستند با اين تفاوت که اگر هر يک از اسطوره ها تنها نماينده و سمبل قدرتی بود (همچون الهه عشق آفروديت، يا الهه انتقام nemesis)، اما خدای توحيدی تمامی اين قدرتها را در جوهر خود يکجا داشت. گذشته از اين، زمان و مکان ظهور اديان توحيدی اين امکان را برای آنان فراهم می آورد تا بتوانند از گونه های مختلفی از اسطوره - از مصری و سومری و يونانی گرفته تا اکدی و بابلی و آشوری و فنيقی و آريائی و هيتی و ...- متأثر شوند و با توجه به روحيه و شرايط ويژه اقليمی سرزمين خود اقتباسهای اختلاطی و همخوانی را ارائه دهند. بعنوان مثال اسلام پل صراط را از آئين زرتشت اقتباس کرده است و مسيحيت اسطوره تولد عيسی از مادری باکره در يک طويله را دقيقن از اسطوره تولد مهر از مادری باکره در يک غار گرفته است. يا تعيين روز 25 دسامبر برای تولد عيسی عينن همان روز تولد ميترا می باشد که توسط روميان آئينش به اروپای بيزانس برده شد. جالب اينجاست که برای تعيين روز تولد عيسی توسط شورای کليسای کاتوليک سه قرن بعد، يعنی درست در سال 325 م اقدام گرديد و تا آنروز هيچ ضابطه ای در اين مورد وجود نداشت!
بنابراين، به قول منتگمری وات پژوهشگر سرشناس تاريخ اديان، حتی يکی از داستانهای موجود در سه دين توحيدی در زمان ظهورآنها، ناشناخته نبوده اند و همگی اقتباسهائی هستند از اساطير و اديان ماقبل خود.

اسطوره طوفان نوح

افسانه طوفان نوح، سرگذشتی کاملن خيالی و اسطوره ای ست که از اسطوره های ماقبل خود به اديان توحيدی - يهود، مسيحيت و اسلام - راه يافته است. به دليل آشنائی همگان با شرح داستان، در اين مقال از بازخوانی تمامی آن در می گذريم. نيز، براين نيستيم که با مقايسه ای تطبيقی و علمی، بپرسيم که مثلن چگونه جناب نوح موفق شده اند که " از ميان پنجاه ميليارد نوع موجود زنده ای که بر روی کره زمين زندگی می کرده اند و بدليل انقراض بخش اعظمی از اين مجموعه عظيم، مجموعه ای باز عظيم مشتمل بر چهل ميليون گونه موجود زنده ای که بوسيله دانشمندان علوم طبيعی به دقت طبقه بندی شده اند" را، از هرگونه يک جفت گرد آوری و در يک کشتی آنهم به طول سيصد زراع و عرض پنجاه ذراع و ارتفاع سی ذراع نگهداری کرده باشد؟! و چگونه غذا و آب اين حيوانات را تأمين کرده است؟ و يا چگونه ممکن است که با ريزش چهل شبانه روز باران، تمامی کره زمينی که در بعضی از مناطق آن حتی بيش از اين مدت و مقدار در طول سال باران می بارد را آب پوشانده باشد؟! و يا اينکه چگونه ممکن است طوفانی که در 22 قرن قبل از ميلاد مسيح در کره زمين واقع شده، اهرام ثلاثه و هرم معروف و بزرگ آن "کئوپس" را که 29 قرن پيش از ميلاد مسيح ساختش به پايان رسيده را از بين نبرده باشد و تمامی آثار موجود از جمله موميائی ها و سنگنبشته ها و ديگر اشياء متعلق به دوران فراعنه موجود در اهرام را نابود نکرده باشد؟! و طرح ديگر سئوالاتی از اين دست، هيچيک علت نگارش اين نوشتار نيستند.
قصد، نشان دادن اين واقعيت است که داستان اسطوره ای طوفان نوح، داستانی ست که دقيقن از روی "حماسه گيلگمشکه شايد باستانی ترين اثر ادبی مدون در تمدنهای بين النهرين باشد، برداشت کامل شده است.
بر خلاف نظر مدعيان اديان سامی که براين باورند که طوفان نوح واقعه ای ست( که ثابت کرديم تنها يک افسانه است و نه واقعه) که اول بار خبر آن در تورات ثبت شده و خود خبر را نيز خداوند به اطلاع پيامبرانش رسانيده، کشف مدارک باستانشناسی کاملن مستند بر اين ادعا خط بطلان کشيده و نشان داده است که بسيار پيشتر از تاريخ تدوين تورات، اين افسانه از داستانهای رايج بين النهرين بوده است.

در سال 1872، کشف "لوحه های بابلی" توسط هيئت باستانشناسان انگليسی به سرپرستی سر ج. اسميت Sir G. Smith ، و سپس ترجمه شان نشان داد که "حماسه گيلگمش" - متنی ادبی که در اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد تنظيم گرديده ، منبع اصلی اقتباس اسطوره طوفان نوح می باشد. همچنين آنان با ترجمه ديگر الواح دريافتند که خود حماسه گيلگمش نيز اقتباس آشکاری ست از يک منظومه قديمی تر سومری که حدود چهار هزار سال قبل از آن سروده شده است.
اين الواح که يازده عدد هستند، حاوی بخش عمده اساطير بين النهرين می باشند که لوح آخر، اختصاص به داستانی دارد که دقيقن منبع اقتباس افسانه طوفان نوح اديان سامی ست. اين لوح به طور کامل در سال 1969 د ر لندن منتشر شد که همانگونه که پيش بينی می گرديد، اعتراض گسترده محافل مذهبی را برانگيخت. به خاطر روشن ساختن واقعيت ماجرا، قسمت پايانی اين حماسه را در اينجا می آوريم تا خودتان با داستان نوح مقايسه کرده و آن را به سنجشگری خرد انسانی خويش بسپاريد.

...در آغاز هفتمين روز طوفان، کبوتری را از کشتی بيرون آوردم و پرواز دادم. رفت و بازگشت. اندکی ديگر پرستوئی را بيرون آوردم و پرواز دادم. او نيز رفت و بازگشت، زيرا جائی برای نشستن نيافته بود. بار ديگر کلاغی را بيرون آوردم و پرواز دادم. رفت و ديد که آبها فرو نشسته بودند. خورد و بازيگوشی کرد ولی بازنگشت. آنوقت گوشت قربانی را بر بالای کوهی که کشتی بر آن نشسته بود روی آتش گذاشتم و خدايان بوی دلپذيرش را شنيدند.
* * *
توضيح:
برای مطابقت دادن اين قسمت از داستان به "سفر پيدايش، باب هشتم، 20 و 21" مراجعه شود.
______________________
ترجمه فارسی داستان برگرفته از ترجمه دکتر شجاع الدين شفا در تولدی ديگر ص 284 می باشد.
متن اصلی الواح يازده گانه بين النهرين و "حماسه گيلگمش" Gilgamesh به زبان انگليسی. [ + ]

________________

 

 

از سايت کافر http://kaafar.netfirms.com