Make your own free website on Tripod.com

گام هاي فوري و راستاي دگرگوني ها

 

از برنامه حزب كمونيست ايران (ماركسيست-لنينيست-مائوئيست)

 

بر پايه قدرت سياسي كسب شده و در خدمت به تحولات اساسي سياسي و اقتصادي و فرهنگي پيش گفته، دولت نوين  اقدامات فوري براي بهبود شرايط زندگي توده ها را سازمان مي دهد.

....

 

در مورد دين و فعاليت هاي مذهبي  

1 ــ جدائي كامل دين از دولت؛ آزادي اعتقاد يا عدم اعتقاد به خدا و دين.

2 ــ لغو مذهب رسمي؛ ممنوعيت تفاوتهاي حقوقي بر حسب اعتقادات مذهبي، ممنوعيت ذكر مذهب افراد در اسناد رسمي؛ ممنوعيت تفتيش عقايد مذهبي افراد؛ مبارزه با هر شكل از ستم مذهبي.

3 ــ برچيده شدن نهادهاي كنترل ايدئولوژيك اسلامي در كارخانه ها، ادارات دولتي و موسسات آموزشي؛ برچيدن دستگاه سركوب دادگاه هاي شرع و دواير "امر به معروف و نهي از منكر".

4 ــ كوتاه كردن دست موسسات مذهبي (بنيادهاي مختلف اسلامي، آستان قدس، سازمان اوقاف و امامزاده ها) از عرصه اقتصاد و مصادره املاك، سرمايه ها و منابعي كه در تملك و كنترل آنهاست.

5 ـ ممنوعيت صدور فتوا از جانب مراجع مذهبي؛ تعقيب و مجازات متخلفان به ويژه در مواردي كه صدور فتوا به لطمات جاني و روحي و مادي به مردم منجر شود.    

6 ــ قطع كنترل و مداخله دستگاه روحانيت در امر قانونگذاري، امور قضائي، زناشوئي و عقد قراردادها.

7 ــ لغو امتيازات فئودالي ويژه روحانيت نظير حق امام و خمس و زكات. تمامي روحانيون و طلبه ها بايد كار كنند و شخصا معاش خود را تامين نمايند.

8 ــ حذف مواد درسي مذهبي از سطوح مختلف آموزشي؛ حذف تبليغات مذهبي از رسانه هاي گروهي.

اين اقدامات، شالوده حاكميت مذهبي را نابود مي كند و  نفوذ و موجوديت نهاد روحانيت را به مصاف مي طلبد. اين نهاد، بطور تاريخي از اقتصاد فئودالي و مناسبات عقب مانده ارتزاق كرده و يكي از سنگرهاي مهم آن بوده است. سلسله مراتب درون روحانيت بر پايه مالكيت فئودالي شكل گرفت. تا قبل از استقرار جمهوري اسلامي، دستگاه روحانيت از نظر اقتصادي بر اجاره موقوفات، سود املاك تحت كنترل مراكز مذهبي، سيستم مالياتي اسلامي و كمك هاي سرمايه تجاري به ويژه تجار سنتي متكي بود. به دنبال ايجاد رژيم مذهبي، منابع عظيمي از سرمايه و زمين و ثروتهاي طبيعي از مجراي قدرت دولتي به پشتوانه دستگاه روحانيت تبديل شد. نهاد روحانيت در راس فعاليت هاي سرمايه داري بوروكراتيك قرار گرفت و باندهاي مختلف اقتصادي ــ سياسي حول چند ده آخوند عاليرتبه تشكيل شد. آستان قدس رضوي، سازمان اوقاف، تشكيلات هاي اداره امامزاده ها و امثالهم به صورت گروهبنديهاي مالي بزرگ و كوچك در آمده اند. همه اينها بعنوان بخشي از برنامه ريشه كن كردن مناسبات كمپرادور ــ فئودالي از ميان برداشته خواهند شد.

جمهوري اسلامي با عملكرد خود، زمينه عيني مساعدي را براي جدائي قطعي دين از دولت به وجود آورده است. تجربه اي كه توده هاي مردم با رنج و خون در رژيم مذهبي اندوخته اند، به شكلي زنده مفهوم حاكميت دين و ربط قوانين و احكام ديني با تيره روزي و ستم واستثمار آنها را نشان مي دهد. اين تجربه، بار ديگر اين حكم ماركسيستي را به اثبات رسانده كه "دين افيون توده هاست". حتي اگر دين را رخت نو بپوشانند، به چهره اسلام رنگ و لعاب رفرم گرائي و مدرنيسم بزنند و در چارچوب مذهب حقوق دمكراتيك و حقوق زنان بتراشند، باز هم هسته مركزي آموزه هاي ديني كه توجيه گر ستم و استثمار است دست نخورده باقي خواهد ماند.

مبارزه ايدئولوژيك با آموزه ها و بنيان هاي مادي تفكر ديني چه قبل و چه بعد از كسب قدرت سياسي بايد جريان يابد. رابطه متقابل و ديالكتيكي بين مبارزه سياسي و مبارزه ايدئولوژيك موجود است. بدون ضربه زدن به اصول پايه اي دين يعني "جبر الهي" در تعيين سرنوشت انسانها، حلال بودن استثمار، مقدس بودن مالكيت خصوصي و خانواده پدرسالار نمي توان مناسبات انقلابي را مستقر ساخت. مبارزه ايدئولوژيك با افكار و عقايد اسارتبار مذهبي، بخشي لاينفك از روند تدارك انقلاب پرولتري و پس از آن روند ساختمان جامعه آينده است.

حزب كمونيست صراحتا اعلام مي كند كه بي خداست و به هيچ نوع نيرو يا موجود ماوراء الطبيعه اعتقاد ندارد. برعكس، اعتقاد دارد كه رهائي توده ها تنها مي تواند با درك و بكاربست اصول كمونيسم انقلابي توسط آنها در تئوري و عمل حاصل شود. حزب كمونيست به نقد تفكرات ديني بر مي خيزد و نشان مي دهد كه دين احساس عجز در برابر طبيعت و طبقات حاكمه را به توده ها القاء مي كند و به جاي اينكه ستمديدگان را به نبرد انقلابي براي ريشه كن كردن فقر و فلاكت برانگيزد، دردهايشان را با داروي مخدر تسكين مي بخشد.

بعد از كسب قدرت سياسي، دامنه اين مبارزه گسترش يافته و اهرم هاي بيشتري براي پيشبرد آن در اختيار طبقه كارگر قرار خواهد گرفت. اما دولت پرولتري نمي تواند و نبايد افراد را به زور وادار كند كه از اعتقادات مذهبيشان دست بكشند. بلكه بايد همچنان بر سر اين مساله به مبارزه ايدئولوژيك بپردازد و پيوند خود با توده ها را محكمتر كند؛ تا آنها در جريان ادامه انقلاب و تسلط هر چه بيشتر بر جامعه، نادرستي اعتقادات مذهبي خويش را دريابند و لاشه سنگيني كه جامعه ارتجاعي و سنت هاي عقب مانده بر شانه هايشان نهاده را به دور افكنند. بنابراين دولت در عين حال كه از حق افراد در اعتقاد ديني دفاع مي كند، بي خدائي را تبليغ كرده و توده ها را بر مبناي جهانبيني علمي ماركسيسم ــ لنينيسم ــ مائوئيسم در تقابل با تمامي اعتقادات مذهبي آموزش خواهد داد. دولت در برخورد به فعاليت هاي متشكل مذهبي، بر حسب شرايط راه هاي متفاوتي در پيش خواهد گرفت. به هيچكس اجازه داده نخواهد شد كه زير قباي دين به فعاليت براي سرنگون كردن دولت پرولتاريا و استثمار توده ها بپردازد. در صورتي كه فعاليتهاي مذهبي ابزاري براي تبليغ جنبشهاي ارتجاعي يا پوششي بر استثمار ديگران، سركوب توده ها و يا انباشت پول نباشد، تشكلات مذهبي از انجام مراسم خود منع نخواهند شد. آزادي فعاليت مذهبي به معناي برخورداري از امتيازات ويژه نيست. دولت امور مالي تشكلات مذهبي را زير نظر مي گيرد تا نتوانند امكانات مالي خود را به منبع سرمايه اندوزي و يا ابزاري براي جلب و جذب افراد تبديل كنند. همزمان، در نظام آموزشي و رسانه هاي گروهي، آموزه ها و احكام و متون اسلامي و ساير اديان مورد تجزيه و تحليل ماترياليستي ديالكتيكي و تاريخي قرار خواهد گرفت و نقد خواهد شد. يعني سر منشاء تاريخي، نحوه تكامل و نقشهاي گوناگوني كه اسلام و ساير اديان بازي كرده اند و به موازات آن، آموزه هاي "الهي" بطور كلي مورد تجزيه و تحليل انتقادي قرار خواهد گرفت. اين يك مصاف انتقادي ضروري و بي وقفه و بخشي از روند مبارزه و اقناع ايدئولوژيك در جامعه نوين است. اين امر كمك مي كند تا توده ها بتوانند همگام با پيشرفت و تكامل انقلاب، قيود مذهبي و ساير موانع ذهني و عيني را كنار بزنند و به كسب رهائي كامل خويش نزديكتر شوند.

 

 

 

www.sarbedaran.org