Make your own free website on Tripod.com

اين روزها ايام رحلت دختر رسول خدا حضرت فاطمه زهرا (س) است .....متاسفانه رحلت اين بانوی بزرگوار در ايران به داستان عجيبی تبديل شده و ايام فاطميه را بوجود آورده است ..اگر با تاريخ آشنا باشيم برای نخستين بار در زمان صفويه داستان دروغين شهادت حضرت زهرا مطرح شد ....داستان اينگونه ساخته شد که عمر  ايشان را بين درو ديوار گذاشت !!!!! و فرزند ايشان محسن سقط گرديد و ايشان پس از اين حادثه بيمار شدند و از دنيا رفتند ..بهمين جهت عمر قاتل حضرت زهرا ست !! لذا مرتب ميگوييم لعن الله قاتليک ....و بقيه داستان را بهتر ميدانيد .....اما واقعيت چيست ؟ و آيا برای دروغ بودن اين ماجرا دليلی هم وجود دارد ؟ قبل از هر چيز بايد بگوييم دليل را ديگران بايد بياورند نه ما ....همه افراد روزی ميميرند در جوانی يا پيری ..و دليل مرگ ميتواند بيماری يا سکته يا چيزی مشابه آن باشد .. اما اگر از قتل صحبت کرديم آنوقت ماجرا فرق ميکند ..ابتدا بايد ثابت کنيم قتلی روی داده و بعد ببينيم قاتل چه کسی است ؟ درست مثل يک کارآگاه که ماجرای يک قتل را بررسی ميکند ...حال به موضوع بر گرديم ..حضرت زهرا و خواهرانشان زينب و رقيه  همگی در سنين نوجوانی از دنيا رفتند ..بنابر اين اين موضوع خاص حضرت زهرا نبود بلکه تمامی دختران پيامبر اسلام در نوجوانی رحلت کردند ...اما اين دليل کافی نيست و بايد با دلايل روشن تری ماجرای ساختگی شهادت ايشان را رد کنيم ..اين دلايل عبارتند از ....

۱- فرض کنيم عمر چنين کاری کرده باشد ..آيا اين توهين به علی (ع) نيست که عمر همسر او را بقتل برساند و او ساکت بماند؟ آيا اين علامت بی غيرتی انسان نيست؟ ممکن است علی (ع) در برابر چنين کاری سکوت کند ؟ ممکن است بگويد ايشان سکوت کرد چون مصلحت اسلام بود ....بسيار خوب امام حسن و امام حسين هم سکوت کردند ؟ بقيه افراد هم سکوت کردند؟

۲- فرض کنيم عمر چنين کاری کرده باشد ..آيا صدها صحابی رسول خدا ..که در رکاب او جنگيده بودند اينقدر بی غيرت شدند که دختر پيامبرشان را فردی بقتل برساند و همه ساکت بمانند!!! يعنی يک نفر هم پيدا نشد که عمر را قصاص کند ؟؟!!

۳- پيامبر در آخرين لحظات زندگی شان به فاطمه که سخت ناراحت بود فرمودند تو بزودی پيش من می آيی ...در حاليکه از شهادت علی (ع) به خود او سخن گفته بودند ..اين تفاوت نشان ميدهد که حضرت زهرا با بيماری از دنيا رفتند ....نه با قتل

۴- حضرت زهرا در ۹ سالگی همسر امام علی (ع) شدند ..و در ۱۸ سالگی از دنيا رفتند بنابر اين ايشان ۹ سال همسر حضرت علی بودند ..در اين ۹ سال ايشان ۴ فرزند بدنيا آوردند و در لحظه وفات هم حامله بودند که فرزندشان سقط شد ...يعنی در اين ۹ سال ايشان زايمانهای مکرر داشتند ..و معلوم است دختری که از ۹ سالگی تا ۱۸ سالگی ۵ بار حامله شود و ضعيت جسمی بسيار بدی خواهد داشت ...البته بايد به اوضاع نا مطلوب بهداشت عربستان هم اشاره کرد و در عين حال وفات خواهران ايشان در نوجوانی هم بسيار مهم است ...

۵- فرض کنيم اين دروغ راست باشد و در به پهلوی ايشان بخورد ....هرگز خوردن در به پهلو باعث مرگ نميشود ...ممکن است فرد را بيمار کند اما او را نميکشد ..مگر اينکه فردی را پشت در بگذاريم و مرتب به او ضربه بزنيم و اجازه فرار هم به او ندهيم //آنوقت شايد در صدها ضربه بتوانيم او را بکشيم

۶- بيماری حضرت زهرا حدود شش ماه طول کشيد ....در طی اينمدت دهها و صدها نفر از ايشان عيادت کردند .و جالب اينکه ابوبکر و عمر هم به عيادت ايشان آمدند ..آيا عجيب نيست قاتل انسان به عيادتش بيايد ؟ و در طی اين مدت هيچکس از قتل صحبتی نکرد .....

۷- ايشان شبانه دفن شدند و علتش هم وصيت خودشان بود ...ما زنده ها چون از تاريکی ميترسيم فکر ميکنيم شبانه دفن شدن بد است ولی در روز دفن شدن خوب است ...در حاليکه برای مرده فرقی ندارد که شب دفن شود يا روز !! اما علت وصيت اين بود که ايشان نميخواستند مردان نامحرم بدن ايشان را ببينند و اين از شدت حيا ی آن حضرت بود

۸- ميگويند قبر حضرت زهرا مخفی است ....ايشان در بقيع مدفون هستند لذا محل دفن ايشان مشخص است اما محل دقيق معلوم نيست ..حال از شما میپرسم زمان دفن حضرت زهرا چه کسانی حاضر بودند؟ حتما علی (ع) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) حاضر بوده اند ..خوب اين افراد و کسان ديگری که آنجا بوده اند محل دقيق قبر را ميدانستند ...مثلا امام حسين تا سالها بعد از رحلت حضرت زهرا ميتوانستند محل قبر مادرشان را به ديگران بگويند اما نگفتند ...چه کسی در مخفی شدن اين قبر مقصر است؟ چه کسانی باعث شدند محل قبر مخفی بماند؟ آيا علی (ع) جزو آنها نبود؟ خوب حال ما چرا سر و صدا راه می اندازيم؟؟؟

۹- آيا فقط قبر حضرت زهرا گم شده است؟؟ آيا شما ميدانيد قبر حضرت موسی کجاست؟ قبر هزاران پيامبر خدا نامعلوم است ...حتی قبر های معلوم هم چندان دقيق نيست ..مثلا روايات زيادی هست که حضرت زينب (س) در سوريه دفن نشده اند و قبر ايشان در مصر است ...طبيعی است که بعد از گذشت مدتی همه چيز از بين ميرود ...آيا شما قبر جد جدتان را می دانيد؟ ...

۱۰- بعد از رحلت حضرت زهرا (س) حضرت علی با زنان زيادی ازدواج کردند ..و صاحب فرزندان زيادی هم شدند ...اولين پسری که خدا به ايشان داد اسمش را محمد گذاشتند که به محمد حنفيه معروف است ..دومين پسر را ابوبکر و سومين پسر را عمر نام نهادند ..آيا ميشود کسی اسم قاتل همسرش را بر فرزندش بگذارد؟؟ هيچ انسان عاقلی چنين کاری ميکند؟ علاوه بر آن چگونه امام علی (ع) بعدها با عمر بيعت کرد و در زمان خلافت عمر علی (ع) مشاغل مهمی داشت ...

خوب دوستان ..دلايل تا همينجا کافی است و هر کس که اهل انصاف است همه چيز را خواهد فهميد ...حال شما آزاديد ..ميتوانيد مثل گذشته داد و بيداد براه بياندازيد و از شهادت حضرت زهرا صحبت کنيد و چند فحش آبدار هم به عمر بدهيد ...يا اينکه اهل فکر و منطق هستيد و با خود ميانديشيد ...در اينصورت اولين قدم فهم درست را بر داشته ايد ....برای همه شما آرزوی توفيق دارم ....ايام درگذشت فاطمه زهرا(س) دردانه رسول و سرور زنان بهشت را تسليت ميگم ...و اميدوارم زنان و دختران ما پيروان آن حضرت باشند .....خدا نگهدار همگی شما .......

 

 

رابطه شهادت حضرت زهرا (س) با آتش سوزی سينما رکس آبادان !!
 

سینما رکس آبادان در آتش سوخت ...این مطلب روچند روز پیش توی روزنامه ایران خوندم ......نمی دونم شما چند سالتون هست؟ من وقتی  روزهای قبل

از پیروزی انقلاب خیلی کوچیک بودم اما بسیاری از وقایع اون روزها یادمه ..یکی از وقایع مهم اون دوران آتش گرفتن سینما رکس آبادان بود وباعث

شد تا عده زیادی در داخل سینما گرفتار بشن و متاسفانه از بین برن .....طبیعی بود اون دوران همه چیز به جنایات شاه نسبت داده میشد و این موضوع

هم بلافاصله تبدیل شد به یک سوژه جدید بر علیه شاه ...همه روزنامه ها نوشتن شاه جنایتکار با آتش زدن سینما رکس خواست تا انقلابیون را بد نام کنه

و....اما خداوند یکبار دیگه وبعد از بیست وپنج سال شاهدی بر آن ماجرا آورد ..اینبار هم  سینما رکس آبادان آتش گرفت ..درست مثل 25 سال پیش ولی

اینبار بطور کامل از بین رفت ....پیش خودم گفتم هر وقت ما یک مطلبی رونمیفهمیم یا باور نمیکنیم خداوند یک شاهد میاره تا موضوع روشن بشه

...معلوم شد نه آن آتش سوزی کار رژیم شاه بوده نه این آتش سوزی کار نظام جمهوری اسلامی ..هر دوی اینها یک اتفاق بوده .اما این اتفاق دو.م روی داد

تا ما اتفاقی بودن اولی را باور کنیم ..
یک قدم بریم عقب تر ....حاج مصطفی خمینی فرزند امام خمینی  ...ایشون در نجف با امام زندگی میکرد ...نزدیکیهای پیروزی انقلاب دچار بیماری

شد ....چاقی بیش از حد همراه با فشار خون ودیابت ..وبلاخره سکته مغزی وفوت ناگهانی ...نتیجه معلوم بود ..همه روزنامه ها نوشتن کار ساواک بود

وایشون بطرز مرموزی به شهادت رسید ..بازم خدا صبر کرد تا انقلاب پیروز بشه ..اینبار نوبت اون فرزند امام بود تا شاهد باشه ...سید احمد خمینی

..اینبار در تهران ونه در نجف ..اما بازهم چاقی بازهم فشار خون و باز هم دیا بت وبازهم سکته مغزی ومرگ ناگهانی ..دیگه نمیشد اسمشوشهادت گذاشت

چون موضوع روشن شده بود ...خداوند نشون داد مصطفی همونطوری درگذشت که احمد از دنیا رفت
یک قدم دیگه برگردیم عقب ......فاطمه زهرا (س) دختر رسول خدا (س) وهمسر امیر مومنان علی (ع) ...پیامبر در بستر بیماری بودن واوبی تابی

میکرد ..بهش اشاره کردن سر توبیار جلو ..ودر گوش دخترشون گفتن ..تواولین کسی هستی که پیش من میایی ..وفاطمه (س) لبخند زد ...ششماه بیماری

اوطول کشید وسرانجاماز دنیا رفت ...بازهم داستان پردازی ها شروع شد ...در ودیوار ..پهلوی بی بی وعمر شد قاتل بیرحمی که چنین جراتی کرده ودر

زمان زنده بودن علی (ع) همسر اوودختر پیامبر (ص) را به قتل رسونده وهیچکس همچیزی نگفته  حتی خود علی (ع) هم که همسر زهرا (س) بوده چیزی

نگفته وتازه دخترش ام کلثوم را هم به عقد عمر در آورده ..یعنی دخترش را داده به قاتل همسرش ..خوب دروغ بزرگی بود اما عده ای باورش کردن ..شاهد

لازم داشت .مثل سینما رکس ومثل مرحوم سید احمد خمیبنی..شاهد همه خواهرهاش بودن چون زهرا (ع) برادر نداشت ..همه دختر های پیامبر توسن جوانی

از دنیا رفتند ..هم فاطمه هم زینب و هم رقیه ...تا ما باور کنیم مرگ ایشون هم طبیعی بوده ....دلایل عقلی زیادی میتونه دروغ بودن این ماجرا را

نشون بده اما شاهد لازمه ..برای کسانی که هرگز حق را نمیبینن...
حالا شما نگاه کنین دور برتون ...شاهد های زیادی هست که حرف میزنن اما خاموش هستند ..چرا باید همه چیز بر اساس تصورات ما باشه؟ مگر فلانی

تصادف کرد ودر گذشت مگر اون یکی عمرش طولانی شد  اینها روما نوشتیم؟ ومگر خدا قراره مطابق میل ما رفتار کنه ؟ هیچ میدونین امام سجاد (ع) در

گریه های شبانه ودعاهاش در کنار همه چیزهایی که از خدا میخواستن طول عمر هم میخواستن؟ یک سری به صحیفه سجادیه بزنین ...اما نشد ..امام

در پنجاه وچند سالگی درگذشت ..ومیدونین معاویه ...بیش از هشتاد سال عمر کرد؟ چرا دکتر شریعتی در انگلستان در گذشت؟ چرا امام تا انقلاب مهدی زنده

نماند ؟ چرا صدام خودکشی نکرد؟
چرا ؟ همه اینها یک جواب بیشتر نداره ...ان الله یفعل ما یرید ..خداوند هر کاری که بخواد انجام میده وما حق بازجویی نداریم ..اما یک وظیفه

داریم واون اینکه صداقت داشته باشیم ...درست بنویسیم وراست بنویسیم

 

 

چه کسی حضرت زهرا (س) را اذيت کرد؟
 

این حدیث معروف از رسول خدا (ص) را بارها شنیده اید ...قال رسول الله (ص) : فاطمه بضعه منی من آذاها آذانی ......فاطمه (س) پاره تن من است ..هر کس اورا بیازارد مرا آزرده است ...این حدیث از جمله احادیث معتبر ومورد قبول است اما هم اینجا وهم در بسییاری از جاهای دیگر یک سوال مهم باقی است ..سوالی که گاه اصلا پرسیده نمیشود یا کمتر به ذهن می آید ..سوال این است که چرا پیامبر (ص) این سخن را گفتند؟ اگر منظور ایشان ابراز علاقه به دخترشان بود که خوب باید چنین جملاتی در مورد رقیه وزینب هم میگفتند ..مگر آنها دختران پیامبر نبودند؟ ومگر میشود رسول خدا (ص) فاطمه را دوست داشته باشد اما به زینب ورقیه علاقمند نباشد؟ وسوال دوم اینکه ..جه اتفاقی روی داده بود؟ چه شده بود که پیامبر (ص) از آزار زهرا (س) سخن میگویند ؟ چه کسی زهرا (س) را آزار داده است یا میتواند زهرا (س) را بیا زارد؟ خطاب این جمله به کیست؟ آیا عموم مردم مخاطبند یا فرد خاصی مورد نظر است؟

اگر نگاهی به کتب حدیث شیعه بیاندازیم ..این حدیث وماجرای فدک در کنار هم ذکر میشود ...از آنجا که پس از رحلت رسول خدا (ص) فاطمه (س) با خشم وعصبانیت به سوی ابوبکر آمد واز اوخواست تا باغ فدک را که متعلق به رسول خدا بود به اوبدهد وابوبکر از این کار امتناع کرد .این حدیث را به آن ماجرا وصل کرده اند تا نتیجه بگیرند که ابوبکر باعث غضب زهرا شد پس پیامبر را آزرده است و...بقیه داستان را خودتان میتوانید حدث بزنید ..اما واقعیت این است که این دوماجرا هیچ ارتباطی بایکدیگر ندارند ...باغ فدک پس از رحلت پیامبر (ص) به بیت المال بر گردانده شد چون پیامبر بارها فرموده بودند نحن معاشر الانبیاء لا نورث ...یا بزبانی ساده چیزی از پیامبران به ارث نمیرسد وبر همین مبنا ابوبکر باغ را به بیت المال برگرداند ..اگر ابوبکر اینکار را نمی کرد خود اونیز وضعیت بهتری پیدا میکرد چرا که اولا باغ فدک تنها به فاطمه نمیرسید بلکه بقیه دختران پیامبر وهمسرانش هم از این باغ سهمی بدست می آوردند ..در اینصورت بخشی از باغ فدک به همسر عثمان میرسید وبخشی هم به عایشه دختر ابوبکر که همسر رسول خدا بود لذا برای ابوبکر نیز وضعیت بهتری پیش می آمد هم دخترش صاحب بخشی از باغ میشد وهم رابطه عاطفی اوو زهرا بسیار خوب میشد ..اما ابوبکر از همه این منافع گذشت ورضای خدا را بالاتر از همه رضایت ها دانست ...بگذریم که سالها بعد زمانی که علی (ع) به خلافت رسید میتوانست باغ فدک را به صاحبانش یعنی فرزندان زهرا که فرزندان خود اوهم بودند بر گرداند اما نه ابوبکر نه عمر نه عثمان ونه علی هیچکدام چنین کاری نکردند زیرا آن سخن پیامبر برایشان حجت بود ..البته در کتب شیعه گاه آیاتی که در آنها کلمه یورث یا ورث آمده است مورد استناد قرار میگیرد ..مثلا اینکه خداوند میفرماید وورث سلیمان داوود ....منظور این نیست که اموال پیامبر خدا به ارث رسیده است ..بلکه سخن از علم ودانش است واین موارد در قرآن زیاد است ...بگذریم ...زندگی علی (ع) وفاطمه (س) نیز مانند همه افراد بشر شادیها وغمهایی داشته است اگر چه دوران زندگی حضرت زهرا مانند بقیه دختران پیامبر کوتاه بود اما دوران کوتاه زندگی مشترک زهرا (س) وعلی (ع) نیز فراز ونشیبهایی داشته است ..گاهی اوقات فقر وکمبود های مالی مشکلاتی ایجاد میکرد وگاه بیماریها مشکل ساز میشد اما با صبوری زهرا (س) این مشکلات چندان موثر واقع نمیشد ..در این میان یک موضوع با بقیه موضوعات متفاوت بود ...علی (ع) در دوران زندگی مشترک با زهرا (س) عاشق دختر ابوجهل شده بود ..واین عشق علی را به سمتی کشانده بود که در آستانه ازدواج با او قرار داشت ...زمزمه هایی در شهر پیچیده بود وپچ پچ سخنان زنان کم کم به خانه زهرا نیز کشیده شد....زهرا باور نمیکرد که علی (ع) ممکن است همسر دیگری هم داشته باشد .....زهرا در غم واندوه فرورفت ودر گوشه اطاق خانه آرام میگریست ....پیامبر طبق عادت معمول سراغ دخترشان آمدند ..فاطمه برای پیامبر بسیار عزیز بود تا آنجا که اورا ام ابیها یا مادر پدرش نام نهاده بودند .....اویادگار بزرگ خدیجه بود وخدیجه نام زنی بود که هر گاه به زبان کسی می امد اشک در چشمان پیامبر حلقه میزد ....پیامبر به خانه فاطمه آمدند اما اینبار دخترشان را محزون واندوهگین یافتند ....از اوعلت را پرسیدند اما فاطمه سخنی نمی گفت ...با اصرار زیاد پیامبر فاطمه لب گشود و موضوع را بیان کرد .....چهره پیامبر خشمگین شده بود ....رسول خدا خانه فاطمه را ترک کرد وبه مسجد آمد ....نماز ظهر نزدیک بود ومومنین آرام آرام جمع میشدند وصفهای نماز یکی از پس از دیگری شکل میگرفت ....پیامبر به جمعیت خیره شده بود وعلی را در آن میان جستجومیکرد .....علی (ع) وارد مسجد شد ودر صف نخست جای گرفت ....موقع نماز بود ..اما اینبار پیامبر قبل از نماز سخنی داشتند ...رسول خدا رو به جمعیت حاضر کرد ..جمعیتی که همگی از این سخن مطلع بودند اما آنرا در دل پنهان نگاه داشته بودند ...رسول خدا لب به سخن بازکرد ....ای مردم شنیده ام که فرزند ابیطالب می خواهد به خواستگاری دختر ابوجهل برود ...این حق اوست وخداوند این حق را به همه مردان داده است ..اما دختر دشمن خدا ودختر رسول خدا در یک مرد جمع نمیشوند ...من اجازه نمیدهم فرزند ابیطالب چنین کاری بکند ..وعلی (ع) سر به زیر انداخته بود وسخنی نمیگفت ....پیامبر ادامه دادند ....من اجازه نمیدهم ...فاطمه پاره تن من است واگر کسی اورا بیازارد من را آزرده است ......وآنگاه پیامبر به نماز ایستاد .....علی (ع) در خانه رسول بزرگ شده بود ..اواز کودکی در آغوش پیامبر بود ومگر میشد رسول خدا چیزی بخواهد وعلی انجام ندهد؟ هرگز ...علی (ع) دختر ابوجهل را فراموش کرد وتا زمان رحلت زهرا هرگز به فکر ازدواج با زنان دیگر نیفتاد ..ششماه آخر عمر زهرا تنها در کنار اوبود تا به گفته رسول خدا عمل کرده باشد ..اما آنگاه که زهرا رحلت کرد علی نیز با زنان زیادی ازدواج کرد وطبق تواریخ موجود ابتدا زنی از حنفیه را به عقد خود در آورد که حاصل آن ازدواج محمد ابن حنفیه است ..سپس با زنان دیگری ازدواج کرد که حاصل آنها 36 فرزند بود وعباس نیز از فرزندان آن حضرت از ام البنین بود .حتی اسماء همسر ابوبکر نیز پس از رحلت ابوبکر به همسری علی در آمد ومحمد ابن ابوبکر نیز فرزند خوانده علی بود ..این حدیث تنها به داستان خواستگاری علی از دختر ابوجهل مربوط میشود ومخاطب آن شخص علی است ...حال ببینید این حدیث چگونه معنا شده وبه چه صورتهایی تحریف شده است ...بخش کامنتها بر روی همه باز است تا نظرات شما را هم ببینیم وبخوانیم ..استناد این واقعیت تاریخی به کتاب سیره ابن هشام است که در کشور ما توسط انتشارات امیر کبیر بنام سیرت رسول الله (ص) چاپ شده است ..اما مشابه این داستان در اغلب کتب تاریخی دیگر هم یافت میشود ...خداوند یار ونگهدار تان باد ...

کپی شده از آدرس:

http://lind167.persianblog.com

 

توجه: وجود این نوشتار در این تارنما دلیل بر تایید مطالب آن توسط گرداندگان این سایت نیست!