Make your own free website on Tripod.com
بررسی سوره های مكی ومدني از مدافع حقوق انساني(بخش يكم)

 

 

 

بعد از انتظارطولاني براي پاسخ دوستاني كه طرف خطاب واقع شده بودند وبا توجه به اينكه اين دوستان غيبت كبري اختياركرده اند، اين نويسنده لازم ديد تا همانطور كه قبلا وعده داده بود، به بررسي سوره هاي مكي ومدني بپردازد. درصورتيكه پاسخي از دوستان درمورد سئوالاتي كه اين نويسنده از آقاي فيّاض وهمچنين گروه حقايق دين كرده بود به اين سايت برسد، اطمينان دارد كه دوست محترم ما منتقد سوسياليست آن سئوالات را درمعرض ديد وقضاوت همگان قرارخواهندداد.

جمعا قرآن داراي ۱۱۴ سوره ميباشد : ۸۸ سوره قرآن سوره هائي هستند كه درده سال اقامت محمد درمكه  يعني از زمان بعثت تا هجرت وضع شده وبه سوره هاي مكي معروفند.  ۲۶ سوره ديگرمربوط به دوران ۱۳ سالي است كه پس از هجرت محمد از مكه به مدينه ودردوران اقامت وي درمدينه وضع شده است كه به سوره هاي مدني معروفند. 

سوره هاي مكي با سوره هاي مدني ازنظر كيقيت بسيارمتفاوتند.  سوره هاي مكي مربوط به دوران اوليه بي قدرتي محمداست وهمه اين سوره ها داراي حال وهواي روحاني بوده وكليه آنها مردم را دعوت به اجتناب از اعمال زشت وناپسند ونيزمنزه كردن اخلاق آنان دعوت مينمايد. چنانچه سوره هاي مكي را بدون سوره هاي مدني درنظر گرفته وملاك قراردهيم، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه محمد مردي زاهد ووارسته وانسان دوست ميباشد كه همانند عيسي مسيح مردم را به بشردوستي ودرخدمت هم نوع بودن وخداشناسي وپرهيزكاري دعوت كرده وستم وظلم وبيدادگري وعيش وعشرت را اموري ناپسند دانسته ومردم را به انساندوستي وحمايت از فقرا وبينوايان تشويق ميكند.  درمقابل، سوره هاي مدني ازاساس با سوره هاي مكي متفاوتند چون دراين سوره ها محمد مدام دستور قتل وكشت وكشتار مخالفان را داده وبا بيرحمانه ترين وجهي براي سربه نيست شدن مخالفانش دستورصادركرده ونابودي آنان وتجاوز به مال وجان وناموسشان را ازهرطريق مشروع ونامشروع مجازميداندچون دراين مرحله محمد به قدرت رسيده ومشغول محكم كردن پايه هاي قدرت مذهبي خود ميباشد.

۱-  نمونه اي از سوره هاي مكي

سوره هاي انعام، انفال، يونس، هود، حجرو طه ازنمونه سوره هاي مكي هستند كه درآنها محمد درنقش زاهد خداشناس و وارسته وبشردوست ظاهر شده ونوع بشررابامهرباني وعطوفت ارشادكرده وبه رستگاري فراميخواند.

 

آيه ۱۳۵ از سوره انعام:

قل يقوم اعملوا علي مكا نتكم انّي عامل فسوف تعلمون من تكون له عاقبة الدّار انه لا يفلح الظلمون

بگواي گروه نادان هرچه درتوانائي داريد درعمل بكارببريد، من نيزنيك عمل ميكنم آنگاه شما آكاه خواهيد شد چه كسي عاقبت خوب دارد وستمكاران رارستگاري نيست.

 

آيه ۱۵۹ ازسوره انعام:

ا نّ الذين فرقوا دينهم وكاتواشيعا لست منهم في شئي انما امرهم الي الله...

در حقيقت آنهائي كه درمعتقدات ديني فرقه فرقه شدند، چشم ازآنها بپوش كه چنين كساني بكارتونيايند. ازدست آنهاغمگين مباش كه مجازات آنهاباخداست...

 

آيه ۳۳ ازسوره انفال:

وما كان الله ليعذبهم وانت فيهم وما كان الله معذبهم وهم يستغفرون

تا تو درميان آنها هستي خداآنهاراعذاب نخواهد كرد ونيز تامادامي كه ازنافرماني خداپشيمان شوند وبدرگاه خدا توبه واستغفار كنند بازآنهاراعذاب نكند.

 

آيه ۴۷ ازسوره يونس:

ولكلّ امة رسول فاذا جاء رسولهم قضي بينهم بالقسط وهم لا يظلمون

وبراي هرامتي رسولي است كه هرگاه رسول آنهاآمد وحجت تمام شد، بعدل بين آنهاقضاوت خواهد كرد وبرهيچكس ستم نخواهد شد.

 

آيه ۷۲ ازسوره يونس:

فان توليتم فماسالتكم من اجر ان اجري الا علي الله وامرت ان اكون من المسلمين

پس هرگاه ازحق روي گردانده ونصيحت مرانپذيرفتيد من ازشما اجري نميخواهم بلكه پاداش رسالت مرا خدا ميدهد ومن خودازجانب خدا مأمورم كه ازاهل اسلام وتسليم حكم او باشم.

 

آيه ۲ سوره هود:

الا تعبدواالاالله اني لكم منه نذير وبشير

بجز خداي يكتا هيچكس را نپرستيد ومن حقا رسول اوهستم كه براي اندرز وبشارت خلق

آمده ام.

 

آيه ۱۲۱ سوره هود:

وقل للذين لايؤ منون اعملوا علي مكانتكم انا عملون

به آنانكه ايمان نميآورند بگو كه شما هر چه ميتوانيد بزشتكاري ومعصيت خدا بپردازيد ماهم بكار طاعت مشغول خواهيم بود.

 

آيه ۹۴ سوره حجر:

فاصدء بما تؤمرواعرض عن المشركين

پس با صداي بلندآنچه را كه از خدا به تو امرشده است آشكاركن وبه آزار مشركين توجه ننما.

 

آيه ۹۶ سوره مومنون:

ادفع بالتي هي احسن السيئة نحن اعلم بما يصفون

توآزاروبديهاي امت رابه آنچه نيكوتراست دفع كن، ما جزاي گفتارآنهارابهتر ميدانيم.

 

آيه ۸۲ سوره نحل:

فان تولوا فانما عليك البلغ المبين

پس اگربازروي ازخدابگردانند، برتو تبليغ رسالت واتمام حجتي نيست.

 

آيه ۱۳۰ سوره طه:

فاصبر علي مايقولون...

پس تواي رسول برآنچه(امت جاهل) ميگويند صبروتحمل پيشه كن...

 

همانطوركه از فحواي صريح آيات مذكوربرميآيد، محمد مكي پيامبري است واعظ، خيرخواه، انساندوست وخدامنش كه باپندواندرز مردم را براي تابعيت از آئين نوظهورش ترغيب وبتدريج راه را براي كسب قدرت هموارميكند.

درمبحث آينده به بررسي سوره هاي مدني خواهيم پرداخت تا خوانندگان تفاوت آنهاراباسوره هاي مكي ملاحظه نمايند.

 

 

بررسی سوره های مكی ومدني از مدافع حقوق انساني(بخش دوم وپايانی)

۲-  نمونه اي از سوره هاي مدني

 

درمبحث پيش سوره هاي مكي را مورد بررسي قرارداديم، دراين مبحث به بررسي سوره هاي مدني ميپردازيم.

همانطوركه تذكرداده شد، سوره هاي مدني پس از هچرت محمد به مدينه بوجودآمد. دراين دوران، محمد بقدرت دست يافته وبهمين دليل نيز شخصيتش بطوركامل تغيير نمود.  بطوريكه دردوره مورد بررسي، محمد ديگر مردم را مورد موعظه پيامبرانه قرارنداده ودرمقابل به آنان بصورت قهري دستور داده واز پيروانش ميخواست تادشمنان ومنافقان را بقتل رسانده، زنان آنان را مورد تجاوز قرارداده و اموال شان را به يغمابرند. اينست چهره واقعي محمد بعد از قبضه قدرت واين اعمال دقيقا از جانب حكمرانان حكومت جمهوري اسلامي ايران نيزمورد عمل قرارگرفته وبهمين خاطر در حكومت نامبرده، ما ناظر تجاوز به نواميس، قتل، غارت وشكنجه دگرانديشان ميباشيم.

 

آيه ۱۹۱ از سوره بقره:

واقتلواهم حيث ثقفتموهم واخرجوهم من حيث اخرجوكم والفتنة اشدّ من القتل...

هركجامشركين رايافتيد، آنان را بكشيد واز شهرهايشان آواره شان سازيد چنانكه آنان شماراازوطن آواره كردند. كارهاي فتنه انگيزآنان بدترازكشتاراست...

 

آيه ۷۱ از سوره نساء:

يا ايهاالذين امنوا خذوااحذركم فانفرواثبات او انفروا جميعا

اي اهل ايمان سلاح جنگ برگيريد وآگاه دسته دسته ويا همه باهم براي جهاد اقدام كنيد.

 

آيه ۸۹ از سوره نساء:

...فلا تتخذوا منهم اولياء حتي يهاجروا في سبيل الله فان تولوا فخذوهم واقتلوهم حيث وجدتموهم...

...منفقين راتادرراه خداگام برندارند، دوست نگيريد واگرمخالفت كردند آنهاراهركجايافتيد به قتل برسانيد...

 

آيه ۶۱ از سوره احزاب:

ملعونين اينما ثقفوا اخذوا وقتّل.ا تقتيلا

مردم پليدرا هركجايافتيد، آنان را گرفته وجدا بكشيد.

 

آيه ۵ از سوره توبه:

فاذا انسلخ الاشهرالحرامفاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم وخذوهم واحصروهم وافعدوالهم كل مرصد...

پس از آنكه ماههاي حرام بسررسيد، آنگاه مشركين را هركجايافتيد بقتل برسانيد وآنان را دستگير ومحاصره كنيد وازهرسودركمين آنان باشيد...

 

علت اينكه محمد كشتن مشركين توسط مسلمانان را طي ماههاي حرام منع كرده آنستكه بموجب سنت اعراب قبل از اسلام وبه اصطلاح دوره جاهليت، اعراب جنگ وخونريزي را درماههاي ذيقعده، ذيحجه، محرم ورجب حرام دانسته اند. اين چهارماه بنام ماههاي حرام ناميده شده اند. برخلاف آيه فوق وعليرغم سنت اعراب، درسال دوم هجرت واول ماه رجب كه يكي از ماههاي حرام ميباشد، به محمد خبردادند كه كارواني به كاروانسالاري وسرپرستي عمروبن خضري، با امتعه ومال فراوان متعلق به قريش، از شام(سوريه فعلي) عازم مكه ميباشد. محمد به يكي از پيروان خود بنام عبدالله بن جحش مأموريت داد تا كاروان مزبوررا مورد حمله قراردهند. مهاجمين درمحلي كه نخله نام داشته ودرنزديكي مكه قراردارد، دركمين كاروان ماندند وبمحض رسيدن كاروان به محل نامبرده، آنرامورد حمله قرارداده وكاروانسالار راكشته وكليه اموال كاروان را بسرقت نزد محمد بردند.  ملاحظه ميشود كه محمد عليرغم نص صريح آيه اي كه خودآنرابراي ديگران ترويج كرده وحتي برخلاف رسم اعراب، نه تنها دريكي ازماههاي حرام دستور به هجوم وسرقت داده است، بلكه با ريختن خون كاروانسالار، هم از مفاد آيه نامبرده تخطي كرده وهم سنت اعراب را زير پا نهاده است.

بعد از اين حمله وكشتار، بزرگان قريش به نكوهش اين عمل مذموم محمد برآمده و ادعاي پيامبري اورا بطور قاطع مورد شك وترديد قراردادند. همين موضوع سبب نگراني بيش ازحد اورافراهم نمود. بنابراين، محمد درصدد برآمدتا آن عمل نكوهيده خودرابا نزول آيه زير رفع ورجوع كند.

 

 آيه ۲۱۷ از سوره بقره:

يسئلونك عن الشهرالحرام قتال قل قتال فيه كبير وصد عن سبيل الله وكفر به والمسجد الحرام واخراج اهله منه اكبر...

پس ازتوراجع به جنگ درماه حرام سئوا ل ميكنند، بگو گناهي بزرگ است، ولي گناه بزرگترازآن نزد خدا بازداشتن مردم ازراه خدا وكفربه خداوپايمال كردن حرمت حرم خدا ومنغ مسلمانان از زيارت كعبه است...

 

البته واقعه راهزني محمد از كاروان فوق به همين جا خاتمه نيافت. چون كاروان نامبرده داراي چهارمسئول بود، لذا پس از قتل كاروانسالار دونفرديگررااسيرونفرآخرموفق به فرارگرديده وشرح واقعه را باطلاع اهالي قريش رسانيد. سپس، نمايندگاني براي پس گرفتن شتران وكالاهاي سرقت شده ونيزبراي آزادي اسراء، از مكه وارد مدينه شدند. درمقابل، محمد نه تنها اموال و شتران آنان را پس نداد بلكه درمقابل دريافت هزاروششصددرهم طلا بعنوان باج براي هركدام ازاسيران، آنان راآزاد نمود.

بايسته است تا بساير آيات مدني كه حاكي از روحيه متجاوز وقدرت طلب محمددارد، نيز نظري بيفكنيم.

 

آيه ۲۹ از سوره توبه:

قاتلواالذين لا يؤمنون بالله ولا باليوم الآخر ولايحرمون ما حرم اللّه ورسوله...

بكشيد كساني راكه به خدا و روز واپسين ايمان نميآوند وآنچه را كه خداورسول او حرام

كرده اند، حرام تلقي نميكنند...

 

آيه ۷۳ از سوره توبه:

ياايهاالنبي جاهد الكفاروالمنفقين واغلظ عليهم...

اي پيغمبر با كافران ومنافقين جهاد ومبارزه كن وبرآنها بسيارسخت بگير...

 

همانطوركه درزير به آن اشاره خواهد شد، محمد براي برانگيختن ميل پيروانش به جنگ با مخالفين، دست به نقشه ماهرانه اي زده وبا نازل كردن آيه 24 از سوره نساء، ازدواج با زنان شوهردار را كه درجنگ با كفار بدست آمده اند براي پيروانش حلال اعلام ميكند.

 

آيه ۲۴ از سوره نساء:

والمحصنت من النساء الاّ ما ملكت ايمانكم...

نكاح زنان محصنه(شوهردار) براي شما حرام شد، مگر زناني كه درجنگهاي با كفار متصّرف ومالك شده ايد...

دراينجا مايل است توجه خوانندگان را به اين نكته جلب نمايد تا متوجه باشند كه بنا بمفاد همين آيه فوق، بعداز شكست ارتش ايران ازاعراب، چه برسر زنان شوهردارايراني آمد. شرم وخجالت بر ايرانيان مسلماني كه با آگاهي نسبت به اين جنايتهاي اعراب مسلمان كه بنا به توصيه پيامبرشان صورت گرفته است، هنوز هم سعي دربيخبرنگاهداشتن مردم ناآگاه ما دارند تا در سرقت اموال عمومي وتجاوز به حقوق ملت درمانده ما از محمد عقب نمانند.

ديني كه محمد مروجش بوده است، تماما براساس ترغيب پيروانش به لذتهاي اين دنيااز زنان اسير  ويا وعده به آنان دررسيدن به چيزهائي دردنياي ديگر است، كه وصول به آنها براي اعراب باديه نشين امكانش ميسرنبوده است. از آن جمله سوره دهر است كه داراي سي آيه بوده ودر آيات 5، 11، 17و 19 به مردان مسلمان وعده ميدهد كه آنان در بهشت لباسهاي حريرخواهند پوشيد  و بر تختهاي عزت تكيه خواهندزدوازجامهاي سيمين وكوزه هاي بلور، شرابي كه چون كافور طعم زنجبيل است خواهند نوشيد وپسران زيبا كه تاابد نوجوان خواهندماند به آنان خدمت خواهند كرد وزنان زيبا كه هميشه دوشيزه خواهندبود با آنان بسرخواهندبرد.

حال سئوال از محمد ومسلمانان آنست كه اگر شراب دراين دنيا براي بشر مضّر بوده وبرطبق قرآن نوشيدن آن منع شده وهنوزهم مردم را بجرم آشاميدن شراب درملاء عام به شلاق مي بندند، پس چگونه است انسان بهشتي كه بايد ازانسان زميني اين دنيا برتر ووالاتر باشد، در بهشت از اين ماده ممنوع دنيائي درجامهاي سيمين وكوزه هاي بلورين خواهد نوشيد؟! راز اين پسران هميشه زيبا وهميشه نوجوان درجوارمردان بهشتي از چه صيغه ايست؟! رمز ورازدركنارداشتن زنهاي جوان وهميشه باكره درجوارمردان مسلمان دربهشت ازچيست؟! بهتر است تا خواننده خود حديث مفصل بخواند از اين مجمل تا متوجه شود كه مباني اين دين بر چه اصول غير اخلاقي استوار است.

در آيه زيركه بازهم بعداز هجرت محمد ازمكه به مدينه نازل شده است، نهايت قساوت محمد نسبت مخالفانش آشكارميگردد.

 

آيه ۴ از سوره محمد:

فاذا لقيتم كفروا فضرب الرقاب حتي اذا اثحنتموهم فشّدواالوثاق فامامنا بعدوامافدآء...

بنا براين موقعي كه با كافران روبرو ميشويد، آنهارا گردن بزنيد تاآنگاه كه از خونريزي بسيار دشمن راازپا درآوريد، پس از آن اسيران جنگ را محكم ببند كشيد تابعدا آنهاراآزادگردانيد و يا از آنان فديه بگيريد...

خواننده محترم ملاحظه ميكند كه قراردادن لغت فديه در آيه فوق براي تشويق اعراب فقير به جنگ برعليه مخالفان به اميد گرفتن فديه از اسراء ميباشد.  جهاد با مخالفان اسلام نيزگرفتن فديه (مالي كه براي خريد جان وآزادكردن خودميدهند) و جزيه (خراج زمين ويا مالياتي كه مسلمانان از كفار واهل ذمه نظير يهوديان ومسيحيان ميگيرند) را توصيه كرده است. به آيه زير توجه فرمائيد:

 

آيه ۲۰ از سوره فتح:

وعدكم اللّه مغانم كثيره تأخذونها فعجل لكم هذه وكفّ ايدي الناس عنكم ولتكون اية للمؤمنين ويهديكم صراطا مستقيما

خدا كسب غنيمتهاي بسياري را بشما وعده داده است وبراي شماست كه درآن شتاب كنيد وخدا دست مردم راازسر شماكوتاه كرد تا دليل اهل ايمان باشد وخداشما را براه راست هدايت ميكند.

 

با نزول آيه هاي مدني مذكور، محمد پيروانش را به جهاد ودرنتيجه آن دست يافتن به غنيمت و تصاحب اموال واملاك مردم وتصرف زنان وبردگان آنان تشويق ميكرد. اعراب نيز چون اولا قبل از ظهورمحمداز معتقدات مذهبي عاري بودند وثانيا معتقدات ديني برايشان نسبت به كسب مال ومنال ودسترسي به زنان زيبارو وسفيدپوست آنسوي شبه جزيره عربستان، عامل درجه دوم محسوب ميشد، دعوت محمد را پذيرا شدند وبا كمال بيرحمي به جهادبا مخالفان وقتل وكشتارآنان وچپاول وغارت اموالشان مشغول شدند.

با تمهيد برنامه ها واقدامات مذكور، بتدريج بيت المال دستگاه مذهبي محمد رونق قابل توجهي يافت( نظير بنيادمستضعفان جمهوري اسلامي) وپيروانش را به ثروت ومكنت رسانيد.(نظير آخوندهاي جمهوري اسلامي وانصار وحزب الله و...)  سهمي كه سربازان اسلام از غنائم جنگي بدست ميآوردند به انضمام حقوقي كه درايام صلح ازبيت المال دريافت ميكردند، آنان را درزمره توانگران قرارداد. براي مثال سواراني كه درلشكر كشي شمال آفريقا به رهبري عبدالله بن سعد بن ابي السّرح شركت كرده بودند، هريك سه هزارمثقال طلا وسربازان پياده هريك هزار مثقال طلا دريافت كردند.( 23 سا ل، علي دشتي، ص309 ).

همانطور كه درحكومت جمهوري اسلامي ايران، چپاول اموال مردم وقبضه قدرت توسط حاكمان، مايه فساد بيش از حد اين حكومت مذهبي شده است، درمورد محمد نيز اين تغييرموضع درآن زمان  بوضوح بچشم ميخورد. محمد،  زاهد انساندوستي كه درمكه پيوسته با نرمي وآرامش مردم را بسوي خداشناسي، درستكاري ورستگاري ميخواند،(رجوع شود به سوره هاي مكّي)، درمدينه تبديل به سياستمداري خشن، حاكمي سختگير، قانونگزاري دورانديش وجنگجوئي بدون انعطاف شد (رجوع شود به سوره هاي مدني)  كه قصد داشت بنيان يك حكومت مقتدر مذهبي را پايه ريزي كند.  

نتيجه دومبحث اخير درمورد بررسي سوره هاي مكي ومدني، آنكه بر طبق اين سوره ها، ما با پيغمبري با دوشخصيت كاملا متفاوت برخورد ميكنيم:  يكي پيغمبر مكي يعني انساني آزاده، پارسا، بشردوست، آرام، باگذشت، فداكار، اصلاح طلب وموعظه گر كه قصددارد زندگيش را وقف خدمت به بشر وهدايت وي براه صواب ورستگاري كند. آنديگر، پيغمبرمدني ويا انسان قدرت طلبي كه پايه هاي قدرتش مستحكم شده وبصورت سياستمداري سختگير، سرداري مبارز، رهبري غيرقابل گذشت وحاكمي غير قابل انعطا ف درآمده ولاجرم از سطح عالي ومعنوي يك مرشد ديني به ژرفاي فكري يك حاكم مادي وفرصت طلب نزول كرده است. ( آيت الله خميني نيز بافريب ملت ما چنين كرد.)

با توجه به تبليغات گسترده روشنفكران ملي- مذهبي وآخوندهائي كه دربازي قدرت توسط حاكمان جمهوري اسلامي به بازي گرفته نشده ودائم مشغول ترويج اين ادعا هستند كه واقعيت وجوهره اسلام اصيل چيزي جز اعماليست كه اكنون از سوي حاكمان جمهوري اسلامي سر ميزند، بجاست تا اينها نظري به گذشته اسلام واعمال ناشايسته شخص خود محمد وپيروانش ونيز وضع قوانين غير انساني توسط وي انداخته وآنقدر شرف داشته باشند تا حلاج واربپا خاسته و به ملت حالي كنند كه خانه ازپاي بست ويران است وكشتيبان را سياستي دگر بايد.

 

کپی شده از:

http://montaghedsocialist.persianblog.com/