Make your own free website on Tripod.com

تاملاتى بر ريشه هاى فرهنگى شكنجه ى مقدس در ايران، بخش ۳: داراﻻنتقام ملت، عباس احمدى

مكانيسم اهريمن سازى سرانجام باعث مى شود كه اهريمن سازان، خود اهريمن شوند. پس از اين كه اين قدم برداشته شد، قتل و شكنجه ى آنان مى تواند به آسانى توجيه شود. اين پديده اى است كه در مورد حكومت فعلی ايران، در ذهن هسته هاى شهرنشين، اتفاق افتاده است

 


 

خلاصه
در بخش هاى اول و دوم از اين سلسلسه از مقاﻻت نشان داديم كه در فرهنگ مذهبى عوام، ابتدا با استفاده از مكانيسم اهريمن سازى، كسى يا كسانى متهم به كفر و الحاد مى شوند. سپس، از شكنجه هايى كه در دوزخ در انتطار بدكاران است براى توجيه شكنجه و ضرب و شتم آن ها استفاده مى شود. در مقاله ى حاضر، مى خواهيم نشان بدهيم كه خطر مكانيسم اهريمن سازى، در اين است كه اين مكانيسم مى تواند عليه كسانى كه از آن استفاده مى كنند، به كار رود. به عبارت ديگر، مكانيسم اهريمن سازى سرانجام باعث مى شود كه اهريمن سازان، خود اهريمن شوند. پس از اين كه اين قدم برداشته شد، قتل و شكنجه ى آنان مى تواند به آسانى توجيه شود. اين پديده اى است كه در مورد حكومت فعلی ايران، در ذهن هسته هاى شهرنشين، اتفاق افتاده است.
***

داراﻻنتقام جلال آل احمد
فيلسوفانى مانند احمد فرديد و نويسندگانى مانند جلال آل احمد و سخنرانانى مانند علی شريعتى، كه ايده ئوگ و زبان گوياى روستاييان مهاجر و زاغه نشين هاى حاشيه ى شهرهاى بزرگ بودند، در دهه هاى چهل و پنجاه خورشيدى، از شيوه ى اهريمن سازى و ديوسازى براى مقابله با غرب و تمدن غربى، استفاده كردند. اينان، به پيروى از"امه سزار" و" فرانتس فانون"، ابتدا تمام صفات رذيله و اهريمنى را به غرب و تمدن غربى نسبت دادند و سپس با حمله به اين اهريمنان، تمام دستاوردهاى غرب مانند دموكراسى و مدرنيته و خردگرايى را نفى نمودند. از دل اين جبهه ى مبارزه با غربزدگى و نهضت بازگشت به خويش، حكومتى بيرون آمد كه با استفاده از همان شيوه ى اهريمن سازى، بلافاصله شروع به زجر و شكنجه و ضرب و شتم و قتل مخالفان خود نمود.

اولين گروهى كه به صورت اهريمن در آمد، كارگزاران بلند پايه ى رژيم پهلوى بودند كه با شمشير حق جوى سربازان امام زمان مانند خيار تر از وسط به دو نيم شدند. سپس نوبت به بازرگان و جناح معتدل حكومت رسيد. پس از آن كه ليبرال ها به صورت اهريمن در آمدند و از معادله ى قدرت حذف شدند، نوبت به توده اى ها و مجاهدين خلق رسيد. آن ها نيز به صورت ديو در آمدند و توسط نيروهاى حزب الهى كه نسخه ى بدل سربازان انتقام جوى مختارند، پس از شكنجه ى و زجر و آزار، از ميان برداشته شدند.

آسياب اهريمن سازى، چرخيد و چرخيد، و در هر گردش خود، گروه ديگرى را به صورت ديو در آورد. پس از طاغوتى ها و ليبرال ها و توده اى ها و مجاهدين خلق، نوبت به مطبوعاتى ها، دانشجويان، وكلاى مدافع، و فعاﻻن حقوق بشر رسيد. آسياب اهريمن سازى و شكنجه ى مقدس، در اين بيست و پنج سالی كه مشغول چرخيدن بود، آن چنان شدت عمل به خرج داد كه سرانجام خود آسياب بان، در ذهن قشر عظيمى از مردم، به صورت ديو و اهريمن در آمد. در اين جا، معادله، حالت معكوس به خود گرفت. اهريمن ساز، در ذهن هسته هاى شهرنشين، خود به صورت اهريمن در آمد. ديو ساز، خود ديو شد. خياط در كوزه افتاد. آسياب اهريمن سازى، اين بار براى مقابله با رژيم اهريمن ساز به كار افتاد. در ذهن بسيارى از هسته هاى شهرنشين، تابلوى داراﻻنتقام ملت به تقليد از تابوى داراﻻنتقام مختار، جان گرفت و هستى يافت و بر ديوار قهوه خانه هاى ذهن آن ها آويزان شد.
***

داراﻻنتقام ملت
بسيارى از مخالفان حمهورى اسلامى، از روش اهريمن سازى براى مقابله با حكومت دينى استفاده مى كنند. اينان، در عالم خيال و در كارگاه ذهن خود، ده ها ديگ هاى آب جوش كار گذاشته اند تا در فرصت مناسب، خامنه اى و رفسنجانى و اعوان و انصار شان را در ديگ آب جوش، بجوشانند. و با شمشير حق جوى خود، جنتى ملعون را، مانند خيار تر، از وسط به دو نيم كنند.

در تابلويى كه اينان در ذهن خود نقاشى كرده اند، يك نفر ناجى انتقام جو، در نقش مختار در وسط تابلو بر روى تخت نشسته است . سربازان حق جوى او، در قسمت چپ تابلو، هاشمى رفسنجانى را در ديگ آب جوش انداخته اند. در پهلوى اين ديگ، سيد علی خامنه اى را، وارونه از سقف آويزان كرده اند، و دو نفر، با كمال خونسردى، او را از وسط اره مى كنند. در پايين تابلو، آيت الله جنتى را لخت كرده اند و يك نفر، با قيافه ى نورانى، او را با ساطور دو شقه مى كند. در قسمت باﻻى تابلو، آيت الله واعظ طبسى را با ميخ طويله به داربست چوبى كوبيده اند و وزنه سنگينى به خايه هاى او آويزان كرده اند. در طرف راست او، يك نفر با چشمان معصوم، حجت اﻻسلام صادق خلخالی را لخت كرده و او را شمع آجين مى كند. در وسط تابلو، آيت الله يزدى را در تنور نانوايى انداخته اند و در كنار او، سربازان حق جوى خلق قهرمان(!)، حداد عادل را با دستان بسته به روى زمين خوابانده اند و سرش را با خنجر از بدن جدا مى كنند.

اين تابلو دو نوع كاركرد دارد: يكى روانى و ديگرى جادويى. از يك طرف، تماشاگر با تماشاى تابلوى داراﻻنتقام ملت، بغض ها و كينه ها و خصومت هاى خود را تخليه مى كند. و از طرف ديگر، نقاش با زخم زدن به دشمنان خود در روى بوم نقاشى، طبعيت را مجبور مى كند تا از اين عمل جادويى او تقليد كند و در عالم واقع، زخمى هولناك به بدن خامنه اى و يا رفسنجانى وارد آورد.

خيال نكنيد كه اين يك نوع اغراق و خيال بافى است. چنين تابلويى در كارگاه ذهن بسيارى از هسته هاى شهرنشين وجود دارد. آن ها، در كارگاه خيال خود، يك داراﻻنتقام كامل با ديگ آب جوش و ساطور قصابى و گرزآتشين ساخته اند و منتظر فرصت مناسب نشسته اند تا دشمنان خود را به بدترين وجه شكنجه داده و آن ها را به قتل برسانند. در آن روز موعود، همه ى اين شعار هاى تسامح و تساهل، در برابر سبعيت فرهنگ عوام، يك شبه دود شده و به هوا خواهد رفت.

اين احساسات خصمانه نسبت به دستگاه حاكمه، آن چنان شديد است كه اگركسى به تقليد از تابلوى دارانتقام مختار، تابلوى داراﻻنتقام ملت را نقاشى كند و آن را به صورت پوستر در اينترنت عرصه كند، يك شبه به ثروت هنگفتى دست خواهد يافت. شاهد اين مدعا، فروش سرسام آور فيلم مارمولك در ايران است. فيلم مارمولك با استفاده از همين شيوه ى اهريمن سازى ساخته شده است. هرچند، سازنده ى فيلم مارمولك، قصد ديگرى از ساختن اين فيلم داشته است، اما، قرائتى كه مردم از اين فيلم دارند، همه ى رشته هايى را كه در كارگاه مهندسى افكار عمومى آقايان بافته شده است، پنبه كرده است. در اين فيلم، آخوندها به مارمولك تشبيه شده اند. اين، اولين قدم در مكانيسم اهريمن سازى است. پس از آن كه آخوند به صورت مارمولك و يا مار در آمد، ديگر تكليف او روشن است. در فرهنگ ايران، مار و مارمولك و كژدم و گرگ و كفتار، جزو خرفستران يا جانوران زيانكار طبقه بندى شده اند كه آفريده ى اهريمن اند و شخص مومن مى تواند آن ها را، با كمال خونسردى، به قتل برساند.
***

نتيجه گيرى
در بخش هاى اول و دوم از اين سلسله از مقاﻻت نشان داديم كه در فرهنگ مذهبى عوام، ابتدا با استفاده از مكانيسم اهريمن سازى، كسى يا كسانى متهم به كفر و الحاد مى شوند. سپس، از شكنجه هايى كه در دوزخ در انتطار بدكاران است براى توجيه شكنجه و ضرب و شتم آن ها استفاده مى شود. در مقاله ى حاضر، نشان داديم كه خطر مكانيسم اهريمن سازى، در اين است كه اين مكانيسم مى تواند عليه كسانى كه از آن استفاده مى كنند، به كار رود. به عبارت ديگر، مكانيسم اهريمن سازى سرانجام باعث مى شود كه اهريمن سازان، خود اهريمن شوند. پس از اين كه اين قدم برداشته شد، قتل و شكنجه ى آنان مى تواند به آسانى توجيه شود. اين پديده اى است كه در مورد حكومت فعلی ايران، در ذهن هسته هاى شهرنشين، اتفاق افتاده است.
***
AbbasAhmadi@MailCity.com

http://AbbasAhmadi.Tripod.com
 

کپی شده از:

http://khabarnameh.gooya.com/columnists/archives/010911.php